عشق ماعشق ما، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره
قاصدک من قاصدک من ، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

قاصدک جون

نظم

1393/9/29 12:46
نویسنده : مامانی
145 بازدید
اشتراک گذاری

مطلب زیر برام خیلی جالب بود . 

گفتم منم تو این وبلاگ بنویسم باشد تا کمکی باشه برای تربیت کودکم .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اتاق پدرام 5 ساله برام خیلی جالب بود. هرکدوم از وسایل جایی داشت و مهتاب کنار هر کمد یا کشو هم یک لیبل کوچولو زده بود که پدرام خودش با نقاشی وسیله ای که باید توی اون باشه رو معلوم کرده بود. اینطوز موقع جمع کردن معلوم میشد هر وسیله باید کجا بره.

یه چیز بامزه ای که مهتاب یواشکی نشونم داد،یه سبد بزرگ بود توش فقط چتر پانیذ و دوتا از شلوارهای پدرام بود! یک کاغذ بزرگ روش چسبونده بودند که معلوم میکرد اسم اون سبد، " سبد آخ آخ ! " هست و در اطراف این کاغذ، پدرام و پانیذ تا تونسته بودند علامت خطر و جمجمه و استخوان و ... کشیده بودند و خلاصه معلوم بود خیلی خطریه!

مهتاب گفت توی خونه ما هر کس تا شب فرصت داره توی خونه بگرده و وسیله هایی که اینور و اونور جا گذاشته رو زودی بذاره سر جاش. و گرنه من آخر شب هر چیزی که سر جاش نباشه رو برمیدارم و میذارم توی این سبد و اونوقت دیگه دوباره دراومدنش به این سادگیها نیست. هرکس به فراخور حال خودش باید یه جریمه ای بپردازه تا بتونه وسیله ش رو پس بگیره.

مثلاً اونطور که مهتاب گفت، عمو پیمان بیچاره من باید همه رو یه وعده رستوران مهمون میکرد، یا مثلاً خونه رو جارو میکرد یا ظرف میشست و ... یا مثلاً پدرام یک روز کامل از دیدن شبکه پویا، یا بازی با ایکس باکس محروم میشد....خلاصه اوایل مشتری سبد زیاد بوده اما الان همه حواسشون رو جمع میکنند که مبادا بهش مبتلا بشن! ... البته این رو هم گفت که ایده اصلی این کار ازخودش نیست و توی خونه یکی از همکارهای عمو پیمان دیده و از خانومش یاد گرفته.

منبع:تو فقط لیلی باش . امانت خدا 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قاصدک جون می باشد